زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳ - مستان الست

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ماییم کشید داغ شاهی
۲
مستان شراب صبحگاهی
۳
ز‌ آیینه دل به می زدوده
۴
زنگار سپیدی و سیاهی
۵
بر لوح جبین یار خوانده
۶
نقش ازل و ابد کماهی
۷
رخسار نگار دیده روشن
۸
در جام جهان نمای شاهی
۹
پرورده به می مدام جان را
۱۰
در خنب محبت الهی
۱۱
بیماری ماست تندرستی
۱۲
درویشی ماست پادشاهی
۱۳
هر چیز که غیر عشق بیند
۱۴
در مذهب ماست از مناهی
۱۵
من دست ز دامنش ندارم
۱۶
واه این چه حکایتی است واهی
۱۷
گر عرض کنند هر دو عالم
۱۸
بر من که کدام ازین دو خواهی
۱۹
من دامن آن نگار گیرم
۲۰
وز هر دو جهان کنار گیرم
۲۱
ساقی بگذر ز ما و از من
۲۲
آتش به من و به ما در افکن
۲۳
غم بر دل من چو درد زد آتش
۲۴
ای پیر مغان چه می‌زنی تن
۲۵
آن دردی سال خورد پیش آر
۲۶
کو پیر من است در همه فن
۲۷
پیری ز پی صفای باطن
۲۸
یک چند نشسته در بن دن
۲۹
آلوده به دن دماغ گشته
۳۰
از عین صفای آب روشن
۳۱
سر دو جهان نموده ما را
۳۲
در جام جهان نما معین
۳۳
من زین خم عیسوی خمار
۳۴
خواهم رخ زرد، سرخ کردن
۳۵
دامن مکش ای فقیه از من
۳۶
از خویش کشیده دار دامن
۳۷
خود را به درش فکن چو جرعه
۳۸
جز خاک درش مساز مسکن
۳۹
زان پیش که خاک تیره گردد
۴۰
ناگاه به خیر دامن من
۴۱
من دامن آن نگار گیرم
۴۲
وز هر دو جهان کنار گیرم
۴۳
آن مرغ که هست جاودانه
۴۴
بالای دو کونش آشیانه
۴۵
بر قاف حقیقت است عنقا
۴۶
در خانه ماست مرغ خانه
۴۷
عشق است که جاودانه او را
۴۸
از جان و دلست جاودانه
۴۹
گنجی است نهان درین خرابه
۵۰
دری است ثمین درین خزانه
۵۱
این است دو کون جمع لیکن
۵۲
مقصود یکی است در میانه
۵۳
ای ساقی از آن شراب باقی
۵۴
جامی به من آر عاشقانه
۵۵
مستان شبانه الستیم
۵۶
در ده می باقی شبانه
۵۷
ما با تو یکی شدیم و گردیم
۵۸
از مایی و ز منی کرانه
۵۹
آشوب جهان اگر نخواهی
۶۰
آن زلف سیه مزن به شانه
۶۱
گر میل به خون کنی چو ساغر
۶۲
گردن بنهان چون چمانه
۶۳
فردا که کشنده را شهیدان
۶۴
گیرند به خون بدین بهانه
۶۵
من دامن آن نگار گیرم
۶۶
وز هر دو جهان کنار گیرم
۶۷
باغ تو که دیده را بیاراست
۶۸
روی تو به صورتی که دل خواست
۶۹
از خاک در توام مکن دور
۷۰
زنهار که خاک من هم آنجاست
۷۱
از مهر تو ماه بی خور و خواب
۷۲
در کوی تو عقل بی سر و پاست
۷۳
عشقت ز دل شکسته من
۷۴
چون مهر از آبگینه پیداست
۷۵
بتخانه و کعبه پیش ما نیست
۷۶
هر جا که وی است قبله آنجاست
۷۷
آن روز که خاک ما شود گرد
۷۸
مشکل ز در تو بر توان خاست
۷۹
گر هر دو جهان شوند دشمن
۸۰
سهل است چو آن نگار با ماست
۸۱
من دامن آن نگار گیرم
۸۲
وز هر دو جهان کنار گیرم
۸۳
مست است ز خواب چشم دلدار
۸۴
خود را ز بلای دل نگهدار
۸۵
خاصه که ز غمزه در کمینند
۸۶
مستان و معربدان خونخوار
۸۷
اول دل و دین به باد دادیم
۸۸
تا خود چه رود به آخر کار
۸۹
ای چشم تو را به گوشه‌ها در
۹۰
افتاده هزار مست و بیمار
۹۱
سودای دو سنبل تو در چین
۹۲
برهم زده حلقه‌های بازار
۹۳
روزی که وجود من شود خاک
۹۴
وز خاک وجود من دمد خار
۹۵
چون خار ز خاک سر بر آرم
۹۶
وانگه که گذر کند به من یار
۹۷
من دامن آن نگار گیرم
۹۸
وز هر دو جهان کنار گیرم
۹۹
ما از ازل آمدیم سر مست
۱۰۰
زان باده هنوز نشوده‌ای هست
۱۰۱
آزاد ز هر دو کون بودیم
۱۰۲
گشتیم به زلف یار پا بست
۱۰۳
هر قطره که هست غرق دریا
۱۰۴
از مایی و ز منی خود رست
۱۰۵
ایمن ز بلا نمی‌توان بود
۱۰۶
و ز دام بلا نمی‌توان جست
۱۰۷
از شاخ امید بر کسی خورد
۱۰۸
کز خویش برید و در تو پیوست
۱۰۹
روی تو چه فتنه‌ها که انگیخت
۱۱۰
زلف تو چه توبه‌ها که بشکست
۱۱۱
عشقت در غارت درون زد
۱۱۲
با عشق تو در نمی‌توان بست
۱۱۳
چند از پی آن جهان خورم خون
۱۱۴
چند از پی این جهان شوم پست
۱۱۵
به زان نبود که گر بود بخت
۱۱۶
هم مصلحت آنکه گر دهد دست
۱۱۷
من دامن آن نگار گیرم
۱۱۸
وز هر دو جهان کنار گیرم
۱۱۹
امید من است زلف او آه
۱۲۰
ز امید دراز و عمر کوتاه
۱۲۱
یک شب دل من به زلف او بود
۱۲۲
گم کرد دران شب سیه راه
۱۲۳
وز تیره شب آتش رخش دید
۱۲۴
تابنده چو نور یوسف از چاه
۱۲۵
بالای درخت قدس آتش
۱۲۶
می‌زد به زبان دم از انا الله
۱۲۷
یار از دم آتشین دمی گرم
۱۲۸
زد بر من و در گرفت ناگاه
۱۲۹
دل راه هوا گرفت و ما راست
۱۳۰
کار دو جهان خراب ازین راه
۱۳۱
برقع ز مه دو هفته برداشت
۱۳۲
کار دو جهان صواب ازین ماه
۱۳۳
خواهم ره مدح شاه جستن
۱۳۴
باشد که به یمن دولت شاه
۱۳۵
من دامن آن نگار گیرم
۱۳۶
وز هر دو جهان کنار گیرم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.