ز سلطان کنم آرزوی نگاهی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز سلطان کنم آرزوی نگاهی
۲
مسلمانم از گل نسازم الهی
۳
دل بی نیازی که در سینه دارم
۴
گدارا دهد شیوهٔ پادشاهی
۵
ز گردون فتد آنچه بر لالهٔ من
۶
فرو ریزم او را به برگ گیاهی
۷
چو پروین فرو ناید اندیشهٔ من
۸
به دریوزهٔ پرتو مهر و ماهی
۹
اگر آفتابی سوی من خرامد
۱۰
به شوخی بگردانم او را ز راهی
۱۱
به آن آب و تابی که فطرت ببخشد
۱۲
درخشم چو برقی به ابر سیاهی
۱۳
ره و رسم فرمانروایان شناسم
۱۴
خران بر سر بام و یوسف بچاهی