زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بسکه این‌گلشن افسرده‌کدورت رنگ است
۲
نفس غنچه‌برآبینهٔ شبنم زنگ است
۳
از تماشاگه حیرت نتوان غافل بود
۴
بزم بی‌رنگی آیینه سراپا رنگ است
۵
در مشرب زن و از قید مذاهب بگریز
۶
عافیت‌نیست در آن‌بزم‌که سازش‌جنگ است
۷
هر طرف موج خیالی‌ست به توفان همدوش
۸
کشتی سبز فلک غرقهٔ آب بنگ است
۹
غرهٔ هرزه‌دویهای طلب نتوان بود
۱۰
سر ما سجده‌فروش‌کف پای لنگ است
۱۱
ثمرکینه دهد مهر به طبع ظالم
۱۲
آتش‌است آن‌همه آبی‌که نهان در سنگ است
۱۳
دوری دامن وصل است به خود پیچیدن
۱۴
غنچه‌گر واشود از خویش‌گلش در چنگ است
۱۵
طلبم تا سرکوی تو به پروازکشید
۱۶
آب خود را چو به‌گلشن برساند رنگ است
۱۷
وحشتم در قفس بال و پرافشانی نیست
۱۸
ساز پروانهٔ این بزم شرر آهنگ است
۱۹
بسکه چون رنگ ز شوقت همه‌تن‌پروازیم
۲۰
خون ما را دم بسمل زچکیدن‌ننگ است
۲۱
مفت آن قطره‌کزین بحرتسلی نخرید
۲۲
بی‌تپیدن دو جهان برگهر ما تنگ است
۲۳
از قدم نیست جدا عشرت مجنون بیدل
۲۴
شور زنجیر نواسنج هزار آهنگ است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.