زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گلدستهٔ نزاکت حسنت که بسته است
۲
کز بار جلوه رنگ بهارت شکسته است
۳
از ضعف انتظار تو در دیدهٔ ترم
۴
سررشته نگاه چو مژگان ‌گسسته است
۵
هرگز نچیده‌ایم جز آشفتگی‌ گلی
۶
سنبل به باغ طالع ما دسته دسته است
۷
بسی‌ جلوهٔ تو ای چمن‌آرای انتظار
۸
جوهر به چشم آینه مژگان شکسته است
۹
از قطره تا محیط تسلی سراغ نیست
۱۰
آسودگی زکشورما باربسته است
۱۱
از سنگ برنیامده زندانی هواست
۱۲
یارب شرار من به چه امید جسته است
۱۳
رنگم چه آرزو شکند کز شکست دل
۱۴
درگوش این شکسته صدایی نشسته است
۱۵
بر ناخن هلال فلک پرحنا مبند
۱۶
رنگینیش به خون جگرهای خسته است
۱۷
بگذر ز دام وهم که گدستهٔ مراد
۱۸
با رشته‌های طول امل‌ کس نبسته است
۱۹
عیش از جهان مخواه‌ که چون نالهٔ سپند
۲۰
این مرغ درکمین رمیدن نشسته است
۲۱
بیدل خموش باش‌ که تا لب گشوده‌ای
۲۲
فرصت به ‌کسوت نفس از دام جسته است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.