زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باز درس خاشاکم سطر شعله خوانیهاست
۲
صفحه میزنم آتش عذر پرفشانیهاست
۳
کیست ضبط خودداری تا کشد عنان من
۴
خون بسمل شوقم ساز من روانیهاست
۵
بی زبانی عاشق ترجمان نمی خواهد
۶
تا شکست رنگی هست عرض ناتوانیهاست
۷
روز کلفت حسرت شام داغ نومیدی
۸
صبحم آن و شامم این طرفه زندگانیهاست
۹
برگ عشرت هستی غیررقص بسمل چیست
۱۰
رنگ و بوی این گلشن جمله پرفشانیهاست
۱۱
چسم و کوه در دامان عمر و یکقلم جولان
۱۲
با چنین گرانخیزی خوش سبک عیانیهاست
۱۳
به که از فنای خود صندلی بدست آریم
۱۴
ورنه دور هستی را نشه سرگرانیهاست
۱۵
هر طرف گذر کردیم هم بخود سفر کردیم
۱۶
ای محیط حیرانی این چه بیکرانیهاست
۱۷
گوش کر مهیا کن نغمه جز خموشی نیست
۱۸
بی نگه تماشا کن جلوه بی نشانیهاست
۱۹
آه بی پر و بالیم اشک عجز تمثالیم
۲۰
سر بخاک میمالیم سعی ناتوانیهاست
۲۱
ساز با شکست دل یار ازین نوا غافل
۲۲
به که پیش خود نالیم ناله بی زبانیهاست
۲۳
مایه خرد «بیدل» منشاء فضولی نیست
۲۴
خودفروشی عالم از جنون دکانیهاست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.