زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
همچو شبنم ادب آیینه زدودن بوده‌ست
۲
به هم آوردن خود چشم‌ گشودن بوده‌ست
۳
به خیالات مبالید که چون پرتو شمع
۴
کاستن توأم اقبال فزودن بوده‌ست
۵
مزرع‌ کاغذ آتش زده سیراب‌ کنید
۶
تخمهایی‌که هوس کاشت درودن بوده‌ست
۷
کم و بیش‌ آبله سامان تلاش هوسیم
۸
دسترنج همه‌ کس درخور سودن بوده‌ست
۹
غفلت آیینهٔ تحقیق جهان روشن‌ کرد
۱۰
آنچه ما زنگ شمردیم زدودن بوده‌ست
۱۱
سرمه انشایی خط پرده‌در معنیهاست
۱۲
خامشی نغمهٔ اسرار سرودن بوده‌ست
۱۳
موج این بحر نشد ایمن از اندوه‌ گهر
۱۴
خم دوش مژه از بار غنون بوده‌ست
۱۵
با همه جهل رسا در حق دانایی خویش
۱۶
حرف پوچی که نداریم ستودن بوده‌ست
۱۷
زین کمالی که خجالت‌کش صد نقصان است
۱۸
جز نهفتن چه سزاوار نمودن بوده‌ست
۱۹
غیر تسلیم درین عرصه ‌کسی پیش نبرد
۲۰
سر فکندن به زمین‌ گوی ربودن بوده‌ست
۲۱
تا ابد شهرت عنقا نپذیرد تغییر
۲۲
ملک جاوید بقا هیچ نبودن بوده‌ست
۲۳
ساز بزم عدمم لیک نوایی‌ که مراست
۲۴
نام بیدل ز لب یار شنودن بوده‌ست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.