غزل شمارهٔ ۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
منم که یافته ام ذوق صحبت غم را
۲
به صبح عید دهم وعده ی شام ماتم را
۳
ز لاف صبر بسی نادمیم، طعنه مزن
۴
مروت که ملامت بلاست ملزم را
۵
به لذت ابد ار زنم او دلا مژده
۶
که داد بی اثری انفعال مرهم را
۷
هوای باغ محبت به غایتی گرم است
۸
که هیچ سبزه ندیده است روی شبنم را
۹
قبول عشق عنانم گرفت عرفی برد
۱۰
به خلوتی که تصور نبود محرم را