غزل شمارهٔ ۱۰۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از شوق که این ناله گرانمایه متاعی است
۲
این شعله ی دل نام دگر سست سماعی است
۳
در معرکه ی عشق زبون شو که درین رزم
۴
هر کس که به صد رنگ شهیدی است شجاعی است
۵
زین باغ مجو بهره که هر میوه که چینند
۶
بی آبی ایام مکیده است و قناعی است
۷
سیماب بود قفل در گوش تو ورنه
۸
صد نغمه ی مستانه طلبکار سماعی است
۹
گوش شنوا جوی که در بزم تامل
۱۰
بر بستن لب موجب صد گونه صداعی است
۱۱
تا عشق به بازاد دلم شعله فروشد
۱۲
هر چیده دکان دوزخ و دال متاعی است
۱۳
عرفی یکی از جیب برآور سر مستی
۱۴
این محمل عمر است که بر دوش وداعی است