غزل شمارهٔ ۳۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بمن آن مه دگر امشب نسازد
۲
گل نازک به تاب و تب نسازد
۳
بغیر از من چنین یا رب نسوزد
۴
بغیر از تو چنین، یا رب نسازد
۵
از آن تار است این عالم بچشمم
۶
که خورشید جهان با شب نسازد
۷
نسازد زاهد ار با ما عجب نیست
۸
که خلق تنگ با مشرب نسازد
۹
نساز هیچکس با صاحب دل
۱۰
که خود را هیچ جا صاحب نسازد
۱۱
تو بیداری و عالم جمله در خواب
۱۲
رضی اکنون چرا مطلب نسازد