غزل شمارهٔ ۳۷۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
العطش ای عشق، تلخ آبی به خاک ما بریز
۲
از شرابی جرعهٔ بر جان پاک ما بریز
۳
باغ ناموسیم، آب میوهٔ ما زهر باد
۴
شبنم آسودگی از برگ تاک ما بریز
۵
از رهش ما را چه می سنجی، مروت را بسنج
۶
آبروی دشنهٔ نازی به خاک ما بریز
۷
ارغوان زار حیا شد پایمال زعفران
۸
مست خونی بر دهان خنده ناک ما بریز
۹
بر لب سیراب عرفی ریختی صد چشمه زهر
۱۰
جرعه ای هم بر درون چاک چاگ ما بریز