زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۳۷۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل ز شوق آن مه نامهربان بسوز
۲
تنها به گوشه ای رو تا می توان بسوز
۳
کردی قبول منصب پروانگی دلا
۴
خود را زدی به آتش او، این زمان بسوز
۵
این شعله در جگر نتوان بیش از این نهفت
۶
تا چند حفظ آه کنم، گو جهان بسوز
۷
نفسم به کوی او مبر ای همنشین، بیار
۸
این مشت استخوان و در این آستان بسوز
۹
آسودگی مباد، که عادت کنی، دلا
۱۰
رو یک نگاه درکش و در صد گمان بسوز
۱۱
عرفی بسوز داغ گلی بر جگر، ولی
۱۲
تا کس به مرهمت نفریبد، نهان بسوز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.