زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۳۷۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مُردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز
۲
نور می بارد ز نخل وادی ایمن هنوز
۳
بوی پیراهن دماغ پیر کنعان می گزد
۴
ور نه باد مصر دارد بوی پیراهن هنوز
۵
بس که دوش از دود دل کاشانه را پر کرده ام
۶
خاک گشت و روشنایی نیست در گلخن هنوز
۷
بعد مردن بین که از صبح ازل معشوق و عشق
۸
رو به هم تازند، نی دست است و نی دامن هنوز
۹
در بهاران می وزد باد نشاط و دهر را
۱۰
یک گلی زین باغ نشکفته است در گلشن هنوز
۱۱
حرف مسندگاه جم، عرفی، میاور بر زبان
۱۲
با چنان مستی که می داند ره گلخن هنوز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.