زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۰۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از یاد برده ام روش مهر و کین خویش
۲
نسیان نشانده ام به یسار و یمین خویش
۳
رفتم به بت شکستن و هنگام بازگشت
۴
با برهمن گذاشتم از ننگ دین خویش
۵
دردا که رفت فرصت و دهقان طینتم
۶
هر دم گلی دمانده در آب و زمین خویش
۷
نه بزم آسمان و یکی ذره در سماع
۸
دایم به کام دل نفشاند آستین خویش
۹
خواهی که عیب های تو روشن شود تو را
۱۰
یک دم منافقانه نشین در کمین خویش
۱۱
من بندهٔ شهادتم اینک نگاشتم
۱۲
هم بر مزار عرفی و هم در نگین خویش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.