غزل شمارهٔ ۴۳۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
حال ما بنگر که آهوی حرم گم کرده ایم
۲
رهبر امید را در هر قدم گم کرده ایم
۳
می شود اسباب غم اسباب افزون، گر چه ما
۴
مایهٔ افزایش اسباب غم گم کرده ایم
۵
چون ترنم های مرغان بهشتی نشنوم
۶
ما که دور افتادهٔ باغ ارم گم کرده ایم
۷
طعنه کم تر زن حرم جویان ره گم کرده را
۸
این ملامت بس که ما راه حرم گم کرده ایم
۹
پیر ما از بستن زنار لاف کفر زد
۱۰
کز عبادت ما در دیر و حرم گم کرده ایم
