زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۴۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هرگز دل کس را به گناهی نشکستیم
۲
وز بهر جزا طرف کلاهی نشکستیم
۳
صد نخل نشاندیم ولی گوشهٔ دستار
۴
از طرف چمن شاخ گیاهی نشکستیم
۵
از میکده بردیم دو صد شیشه به کعبه
۶
یک شیشه دلی بر سر راهی نشکستیم
۷
صد ره نشکستیم سر از سنگ جنون، لیک
۸
یک ره به غلط طرف کلاهی نشکستیم
۹
هرگز هوس روی تو نگذشته به خاطر
۱۰
کز هّم تو در دیده نگاهی نشکستیم
۱۱
یک ره به کمال تو ندیدیم که در دل
۱۲
عرفی صفت از بیم تو آهی نشکستیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.