زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۷۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از باغ جهان رخ ببستیم و گذشتیم
۲
شاخی ز درختی نشکستیم و گذشتیم
۳
دامن کش ما بود فریب غم ناموس
۴
زین کشمکش بیهده رستیم و گذشتیم
۵
هر گه که به ما راحتیان راه گرفتند
۶
لختی دل آن طایفه جستیم و گذشتیم
۷
پا بست در آتش زدن و رفتن از این دشت
۸
خود را به دل سوخته بستیم و گذشتیم
۹
گفتند که از کعبه گذشتن نه ز هوش است
۱۰
گفتیم که ما مردم مستیم و گذشتیم
۱۱
صد جا به کمند آمده بودیم در این راه
۱۲
جون برق ز بند همه جستیم و گذشتیم
۱۳
هر گاه که چشم من و عرفی به هم افتاد
۱۴
در هم نگرستیم و گرستیم و گذشتیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.