غزل شمارهٔ ۵۱۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چند از این بند غمت فال گشادی بزنیم
۲
به کمان آمده عنقای مرادی بزنیم
۳
چند خوش شیشه بگیریم و بریزیم به جام
۴
یک دو جامی ز کف حور نژادی بزنیم
۵
من ازین سوی و تو زان سوی، تو می گویم دل
۶
دست در دامن کسری زده، دادی بزنیم
۷
بر دل صد ورق از یاس نبندیم گره
۸
بگشاییم دل و فال مرادی بزنیم
۹
عرفی از مردم آلوده پریشان شده ام
۱۰
دست در دامن پاکیزه نهادی بزنیم
