غزل شمارهٔ ۸۴۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نعمت الله است عالم سر به سر
۲
نعمت الله در همه عالم نگر
۳
آفتابی رو نموده مه لقا
۴
گشته پیدا فتنهٔ دور قمر
۵
چون یکی اندر یکی باشد یکی
۶
آن یکی در هر یکی خوش می شمر
۷
ذوق سرمستان اگر داری بیا
۸
از سر دنیی و عقبی در گذر
۹
جان کدام است تا بیان جان کنم
۱۰
سر چه باشد در سخن گویم ز سر
۱۱
هرچه او از جود او دارد وجود
۱۲
معتبر باشد نباشد مختصر
۱۳
گر خبر پرسی ز سرمستان ما
۱۴
نعمت الله جو که او دارد خبر
