غزل شمارهٔ ۸۴۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مدتی گشتیم گرد بحر و بر
۲
غیر نور او نیامد در نظر
۳
صورت و معنی عالم را ببین
۴
گنج و گنجینه به همدیگر نگر
۵
گر بقا خواهی که یابی همچو ما
۶
در خرابات فنا می بر به سر
۷
صد هزار ار رو نماید آن یکیست
۸
آن یکی در هر یکی خوش می شمر
۹
در دو صورت در حقیقت رو نمود
۱۰
خاتم و خلخال باشد هر دو زر
۱۱
عقل دیگر عشق دیگر در ظهور
۱۲
رند دیگر باشد و زاهد دگر
۱۳
نعمت الله جمله اسما خواند و گفت
۱۴
یک مسمی اسم او بی حد و مر
