غزل شمارهٔ ۹۱۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بر در میخانه بنشستیم باز
۲
توبهٔ صد ساله بشکستیم باز
۳
آب چشم ما به هر سو رو نهاد
۴
شد روان با بحر پیوستیم باز
۵
لطف ساقی بین که از انعام او
۶
در خرابات مغان مستیم باز
۷
دل به دست زلف او دادیم و برد
۸
بی سر و سامان و پابستیم باز
۹
نیست گشتم از وجود و از عدم
۱۰
از وجود و جود او هستیم باز
۱۱
با وصالش شکر می گوئیم ما
۱۲
کز بلای هجر وارستیم باز
۱۳
رند و ساقی سید و بنده به هم
۱۴
بر در میخانه بنشستیم باز
