غزل شمارهٔ ۱۰۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در مجمر عشق سوخت عودم
۲
آتش شدم و نماند دودم
۳
از دیدن غیر دیده بستم
۴
تا دیده به روی او گشودم
۵
چون سایه به آفتاب بنمود
۶
شخصی بودم دو می نمودم
۷
چون قطره به بحر عشق پیوست
۸
اکنون چه زیان بود چه سودم
۹
خود دیدم و خود نمودم ای دوست
۱۰
خود گفتم و باز خود شنودم
۱۱
آن دم که نبود بود عالم
۱۲
در خلوت خاص عشق بودم
۱۳
دیدم دو جهان خیال سید
۱۴
تا زنگ ز آینه زدودم
