زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۳۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سالها شد که به جان طالب جانان خودم
۲
درد دل می طلبم در پی درمان خودم
۳
جام می بر کف و در کوی مغان می گردم
۴
رند سرمست خود و ساقی مستان خودم
۵
در نظر آینه می آرم و خود می نگرم
۶
عاشق روی خود و واله و حیران خودم
۷
مو به مو با همهٔ خلق مرا پیوند است
۸
بستهٔ سلسلهٔ زلف پریشان خودم
۹
نفسم آب حیاتی به جهان می بخشد
۱۰
خضر وقت خودم و چشمهٔ حیوان خودم
۱۱
سید و بنده و محبوب و محب خویشم
۱۲
هر چه هستم دل و دلدار خود و آن خودم
۱۳
نعمت اللهم و با ساقی سرمست حریف
۱۴
بر سر خوان خودم دایم و مهمان خودم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.