غزل شمارهٔ ۱۰۶۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
غرقهٔ آب و آب می جویم
۲
در تحیر که بحر یا جویم
۳
این عجب بین که عاشق خویشم
۴
عین مطلوب و طالب اویم
۵
پیر خمارم و به جرعهٔ می
۶
خرقهٔ خود مدام می شویم
۷
در خرابات عشق مست و خراب
۸
سخن عاشقانه می گویم
۹
آمدم مست بر سر میدان
۱۰
عشق چوگان و عالمی گویم
۱۱
بلبل گلستان معشوقم
۱۲
گل گلزار عشق می بویم
۱۳
نعمت الله حق است از آن شب و روز
۱۴
من حق خویشتن از او جویم
