نیما یوشیج · مجموعه اشعار

شیر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شب آمد مرا وقت غریدن است
۲
گه کار و هنگام گردیدن است
۳
به من تنگ کرده جهان جای را
۴
از این بیشه بیرون کشم پای را
۵
حرام است خواب
۶
بر آرم تن زردگون زین مغاک
۷
بغرم بغریدنی هولناک
۸
که ریزد ز هم کوهساران همه
۹
بلرزد تن جویباران همه
۱۰
نگردند شاد
۱۱
نگویند تا شیر خوابیده است
۱۲
دو چشم وی امشب نتابیده است
۱۳
بترسیده است از خیال ستیز
۱۴
نهاده ز هنگامه پا در گریز
۱۵
نهم پای پیش
۱۶
منم شیر ،‌سلطان جانوران
۱۷
سر دفتر خیل جنگ آوران
۱۸
که تا مادرم در زمانه بزاد
۱۹
بغرید و غریدنم یاد داد
۲۰
نه نالیدنم
۲۱
بپا خاست ،‌برخاستم در زمن
۲۲
ز جا جست ، جستم چو او نیز من
۲۳
خرامید سنگین ، به دنبال او
۲۴
بیاموختم از وی احوال او
۲۵
خرامان شدم
۲۶
برون کردم این چنگ فولاد را
۲۷
که آماده ام روز بیداد را
۲۸
درخشید چشم غضبناک من
۲۹
گواهی بداد از دل پاک من
۳۰
که تا من منم
۳۱
به وحشت بر خصم ننهم قدم
۳۲
نیاید مرا پشت و کوپال، خم
۳۳
مرا مادر مهربان از خرد
۳۴
چو می خواست بی باک بار آورد
۳۵
ز خود دور ساخت
۳۶
رها کرد تا یکه تازی کنم
۳۷
سرافرازم و سرفرازی کنم
۳۸
نبوده به هنگام طوفان و برف
۳۹
به سر بر مرا بند و دیوار و سقف
۴۰
بدین گونه نیز
۴۱
نبوده ست هنگام حمله وری
۴۲
به سر بر مرا یاوری ، مادری
۴۳
دلیر اندر این سان چو تنها شدم
۴۴
همه جای قهار و یکتا شدم
۴۵
شدم نره شیر
۴۶
مرا طعمه هر جا که اید به دست
۴۷
مرا خواب آن جا که میل من است
۴۸
پس آرامگاهم به هر بیشه ای
۴۹
ز کید خسانم نه اندیشه ای
۵۰
چه اندیشه ای ست ؟
۵۱
بلرزند از روز بیداد من
۵۲
بترسند از چنگ فولاد من
۵۳
نه آبم نه آتش نه کوه از عتاب
۵۴
که بس بدترم ز آتش و کوه و آب
۵۵
کجا رفت خصم ؟
۵۶
عدو کیست با من ستیزد همی ؟
۵۷
ظفر چیست کز من گریزد همی ؟
۵۸
جهان آفرین چون بسی سهم داد
۵۹
ظفر در سر پنجه ی من نهاد
۶۰
وزان شأن داد
۶۱
روم زین گذر اندکی پیشتر
۶۲
ببینم چه می آدم در نظر
۶۳
اگر بگذرم از میان دره
۶۴
ببینم همه چیز ها یکسره
۶۵
ولی بهتر آنک
۶۶
از این ره شوم ، گرچه تاریک هست
۶۷
همه خارزار است و باریک هست
۶۸
ز تاریکیم بس خوش اید همی
۶۹
که تا وقت کین از نظرها کمی
۷۰
بمانم نهان
۷۱
کنون آمدم تا که از بیم من
۷۲
بلغزد جهان و زمین و زمن
۷۳
به سوراخ هاشان ،عیان هم نهان
۷۴
بلرزد تن سست جانوران
۷۵
از آشوب من
۷۶
چه جای است اینجا که دیوارش هست
۷۷
همه سستی و لحن بیمارش هست ؟
۷۸
چه می بینم این سان کزین زمزمه
۷۹
ز روباه گویی رمه در رمه
۸۰
خر اندر خر است
۸۱
صدای سگ است و صدای خروس
۸۲
بپاش از هم پرده ی آبنوس
۸۳
که در پیش شیری چه ها می چرند
۸۴
که این نعمت تو که ها می خورند ؟
۸۵
روا باشد این
۸۶
که شیری گرسنه چو خسبیده است
۸۷
بیابد به هر چیز روباه دست ؟
۸۸
چو شد گوهرم پاک و همت بلند
۸۹
بباید پی رزق باشم نژند ؟
۹۰
بباید که من
۹۱
ز بی جفتی خویش تنها بسی
۹۲
بگردم به شب کوه و صحرا بسی ؟
۹۳
بباید به دل خون خود خوردنم
۹۴
وزین درد ناگفته مردنم ؟
۹۵
چه تقدیر بود ؟
۹۶
چرا ماند پس زنده شیر دلیر
۹۷
که کنون بر آرد در این غم نفیر ؟
۹۸
چرا خیره سر مرگ از او رو بتافت
۹۹
درین ره مگر بیشه اش را نیافت
۱۰۰
کز او دور شد ؟
۱۰۱
چرا بشنوم ناله های ستیز
۱۰۲
که خود نشنود چرخ دورینه نیز
۱۰۳
که ریزد چنین خون سپهر برین
۱۰۴
چرا خون نریزم ؟ مرا همچنین
۱۰۵
سپهر آفرید
۱۰۶
از این سایه پروردگان مرغ ها
۱۰۷
بدرم اگر ،‌گردم از غم رها
۱۰۸
صداشان مرا خیره دارد همی
۱۰۹
خیال مرا تیره دارد همی
۱۱۰
در این زیر سقف
۱۱۱
یکی مشت مخلوق حیله گرند
۱۱۲
همه چاپلوسان خیره سرند
۱۱۳
رسانند اگر چند پنهان ضرر
۱۱۴
نه ماده اند اینان و نه نیز نر
۱۱۵
همه خفته اند
۱۱۶
همه خفته بی زحمت کار و رنج
۱۱۷
بغلتیده بر روی بسیار گنج
۱۱۸
نیارند کردن از این ره گذر
۱۱۹
ندارند از حال شیران خبر
۱۲۰
چه اند این گروه ؟
۱۲۱
ریزم اگر خونشان را به کین
۱۲۲
بریزد اگر خونشان بر زمین
۱۲۳
همان نیز باشم که خود بوده ام
۱۲۴
به بیهوده چنگال آلوده ام
۱۲۵
وز این گونه کار
۱۲۶
نگردد در آفاق نامم بلتد
۱۲۷
نگردم به هر جایگاه ارجمند
۱۲۸
پس آن به مرا چون از ایشان سرم
۱۲۹
از این بی هنر روبهان بگذرم
۱۳۰
کشم پای پس
۱۳۱
از این دم ببخشیدتان شیر نر
۱۳۲
بخوابید ای روبهان بیشتر
۱۳۳
که در رهع دگر یک هماورد نیست
۱۳۴
بجز جانورهای دلسرد نیست
۱۳۵
گه خفتن است
۱۳۶
همه آرزوی محال شما
۱۳۷
به خواب است و در خواب گردد رو
۱۳۸
بخوابید تا بگذرند از نظر
۱۳۹
بنامید آن خواب ها را هنر
۱۴۰
ز بی چارگی
۱۴۱
بخوابید ایندم که آلام شیر
۱۴۲
نه دارو پذیرد ز مشتی اسیر
۱۴۳
فکندن هر آن را که در بندگی است
۱۴۴
مرا مایه ی ننگ و شرمندگی است
۱۴۵
شما بنده اید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.