احمد شاملو · مرثیه‌های خاک

شبانه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پچپچه را
۲
از آنگونه
۳
سر به‌هم‌اندرآورده سپیدار و صنوبر
۴
باری
۵
که مگرْشان
۶
به‌دسیسه سودایی در سر است
۷
پنداری
۸
که اسباب چیدن را به نجوایند
۹
خود از این‌دست
۱۰
به هنگامه‌یی
۱۱
که جلوه‌ی هر چیز و همه چیز چنان است
۱۲
که دشمنِ دژخویی
۱۳
در کمین.
۱۵
و چنان بازمی‌نماید که سکوت
۱۶
به جز بایسته‌ی ظلمت نیست،
۱۷
و به اقتضای شب است و سیاهی‌ست تنها
۱۸
که صداها همه خاموش می‌شود
۱۹
مگر شبگیر
۲۰
ــ از آن پیش‌تر که واپسین فغانِ «حق»
۲۱
با قطره‌ی خونی به نای‌اش اندر پیچد ــ،
۲۲
مگر ما
۲۳
من و تو.
۲۵
□
۲۷
و بدین نمط
۲۸
شب را غایتی نیست
۲۹
نهایتی نیست
۳۱
و بدین نمط
۳۲
ستم را
۳۳
واگوینده‌تر از شب
۳۴
آیتی نیست.
۳۶
اردیبهشت ۱۳۴۷
۳۸
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.