احمد شاملو · مدایح بی‌صله

جاني پُر از زخم...

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جانی پُراز زخمِ به‌چرک درنشسته ــ
۲
چنینم.
۴
اما فردای تو چه خواهد بود
۵
گر به‌ناگاه
۶
هم در این شبِ بی‌تسلا
۷
پلاس برچینم؟ ــ
۸
تداومِ بی‌علاجِ دلشوره‌یی سمج
۹
یا طنینِ سرگردانِ لطمه‌ی صدایی تنها؟
۱۱
هر چند صدا بر آب خواهد غلتید
۱۲
و آب بر خاک می‌گذرد
۱۳
که پژواکی‌ست پُراعتماد
۱۴
از بشارتِ جاودانگی.
۱۶
۳ خردادِ ۱۳۶۶
۱۸
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.