حوای دیگر
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
میشناسی ــ به خود گفتهام ــ
۲
همانم که تو را سُفتهام
۳
بسی پیش از آنکه خدا را تنهایی آدمکش بر سرِ رحم آرد:
۴
بسی پیش از آن که جانِ آدم را
۵
پوکترین استخوانِ تنش همدمی شود بُرَنده
۶
جامه به سیب و گندم بَردَرنده
۷
ازراهدربَرنده
۸
یا آزادکننده به گردنکشی. ــ
۱۰
غضروفپارهی جُداسری.
۱۲
□
۱۴
میشناسی ــ به خود گفتهام ــ
۱۵
همانم که تو را ساختهام تو را پرداختهام
۱۶
غَرّهسرترین و خاکسارترین. ــ
۱۷
مهری بیداعیه به راهت آورد
۱۸
گرفتات
۱۹
آزادت کرد
۲۰
بازت داشت
۲۱
بر پایت داشت
۲۲
و آنگاه
۲۳
گردنفراز
۲۴
به پای غرورآفرینَت سر گذاشت.
۲۶
□
۲۸
میشناسی، میدانم همانم.
۳۰
۵ شهریورِ ۱۳۶۸
۳۱
خانهی دهکده
۳۳
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو