زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۱۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو شدبخنده شکر بار پسته دهنش
۲
شد آب لطف روان از لب چه ذقنش
۳
ازآنش آب دهن چون جلاب شیرینست
۴
که هست همچو شکر مغز پسته دهنش
۵
گشاده شست جفا ابروی کمان شکلش
۶
کشیده تیر مژه نرگس سپه شکنش
۷
کمان ابروی او تیر غمزه یی نزند
۸
که دل نگیرد همچون هدف بخویشتنش
۹
برآفتاب کجا سایه افگند هرگز
۱۰
مهی که مطلع حسنست جیب پیرهنش
۱۱
برهنه گر شود آب روان جان بینی
۱۲
چو در پیاله شراب از قرابه بدنش
۱۳
چو زیر برگ بنفشه گل سپید بود
۱۴
بزیر موی چو شعر سیه حریر تنش
۱۵
بزیر هر شکنش عنبرست خرواری
۱۶
که باربند عبیرست زلف چون رسنش
۱۷
میان آتش شوقند و آب دیده هنوز
۱۸
بزیر خاک شهیدان سوخته کفنش
۱۹
مرا که در طلبش خضروار می گشتم
۲۰
چوآب حیوان ناگاه بود یافتنش
۲۱
کجا رسم زلب او ببوسه یی چو دمی
۲۲
(رها نمی کند ایام درکنار منش)

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.