زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۱۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای خریداران رویت عاشقان جان فروش
۲
شور در مردم فتاد از عشق رویت رو بپوش
۳
با قفاداران انجم ماه نتواند زدن
۴
با رخت پهلو اگر خورشید باشد پشت روش
۵
من خمش بودم مرا آورد شوقت در سخن
۶
چون دم اندر نی کنی لابد برآید زو خروش
۷
آفتاب گرم رورا کآسمانها در قفاست
۸
گر مدد زآن رخ نباشد یخ بگیرد آب روش
۹
بس عجب سریست سر عشق کز آثار او
۱۰
نی توان کردن حکایت نی توان بودن خموش
۱۱
در دلم از عشق تو صد درد و می گویی منال
۱۲
می نهی بر آتشم چون دیگ و می گویی مجوش
۱۳
شهد اندر نان و مسکین را همی گویی مخور
۱۴
زهر اندر آب و عاشق را همی گویی بنوش
۱۵
پایم اندر بند می آری (و می گویی) برو
۱۶
استطاعت باز می گیری و می گویی بکوش
۱۷
بار عشقت را که نگرفت آسمان بر پشت خود
۱۸
من زمین وارش چو که تا چند بردارم بدوش
۱۹
عشق می گوید بجانان جان بده گر عاشقی
۲۰
هرچه او گوید بدل باید شنودن نی بگوش
۲۱
مست عشق تو بروز حشر گردد هوشیار
۲۲
هر که شب می خورده باشد بامداد آید بهوش
۲۳
از هوای تست دایم جان مادر اضطراب
۲۴
باد می آرد نه آتش آب دریا را بجوش
۲۵
بر امید وعده فردا که روز وصل تست
۲۶
رقصها کردیم دی و شورها کردیم دوش
۲۷
زاهدی کز خمر عشق تو همی کرد اجتناب
۲۸
گرچه پرآب انابت بود، بشکستم سبوش
۲۹
روح با چندان خرد سودایی آن روی خوب
۳۰
عقل با چندین ادب دیوانه زنجیر موش
۳۱
سیف فرغانی ترا عاشق نشاید گفت ازآنک
۳۲
جان فروشانند عشاق و تویی جانان فروش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.