زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۱۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون ازآن موسم کز وگرددجهان را وقت خوش
۲
و زگل ولاله شود پیر وجوان را وقت خوش
۳
عامیان را وقت خوش (چون) شاهد گل رخ نمود
۴
روی بنما تا شود مر عاشقان را وقت خوش
۵
از سرود ورود اگر خوش دل شوند اصحاب لهو
۶
جز بیادت کی شود صاحب دلان را وقت خوش
۷
ورچه مرغ اندر قفس خوش نبود ازدیدار تو
۸
در تن همچون قفس شد مرغ جان را وقت خوش
۹
پای خواهم کوفت زین پس ازسماع نام دوست
۱۰
برزمین زآن سان که گردد آسمان را وقت خوش
۱۱
ازسر حال ار بجنباند سری درویش او
۱۲
گردد از تأثیر آن کون و مکان را وقت خوش
۱۳
بخت راگفتم مدد کن تا بگویم یک غزل
۱۴
کز سماعش گردد این سرو روان را وقت خوش
۱۵
کزلب شیرین او وز خنده چون شکرش
۱۶
زاهدان رارو ترش شد عارفان را وقت خوش
۱۷
عاشقان را شور حاصل شد چو جانان رقص کرد
۱۸
آسمان زد چرخ وشد مر اختران را وقت خوش
۱۹
سیف فرغانی زشعرت عامیان را بهره نیست
۲۰
کی کند بانگ جرس مر کاروان را وقت خوش
۲۱
گرچه استاد از کلام الله کند تعلیمشان
۲۲
جز ببازی کی شود مر کودکان را وقت خوش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.