زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۷۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نگارا با رخ خوبت نه من تنها هوس دارم
۲
برای شکری چون تو چو خود چندین مگس دارم
۳
سعادت درد عشق تو بصاحب دولتان بخشد
۴
مرا آن بخت خود نبود ولیکن این هوس دارم
۵
بهای گوهر وصلت نباشد پادشاهانرا
۶
مرا آن کی شود حاصل که جانی دست رس دارم
۷
نظر کردم بهر کویی سگی چندین کسان دارد
۸
بنزد آنکه کس باشد سگم گر جز تو کس دارم
۹
ببوسه وعده یی کردی برآمد سالها تا من
۱۰
ببوی آن شکرجانی چو طوطی در قفس دارم
۱۱
میان وصل و هجر امروز چون صبحست حال من
۱۲
ز پیشم شب چه می بینی که خورشیدی ز پس دارم
۱۳
عجب نبود گر از شعرم بمردم در فتد شوری
۱۴
دلم با عشق تو گرمست و سوزی در نفس دارم
۱۵
ز عشقت خاک اران را بآب چشم تر کردم
۱۶
من مسکین ندانستم که در دیده ارس دارم
۱۷
بذکر سیف فرغانی سخن را گر بیالایم
۱۸
سزد تا مستمع داند که من در آب خس دارم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.