زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۷۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اگر شبی ز وصال تو کام برگیرم
۲
غذای جان ز لب تو مدام برگیرم
۳
چه باشد از پس چندین هزار ناکامی
۴
اگر من از لب شیرینت کام برگیرم
۵
دلم بسوخت درین غم بگوی تا از تو
۶
اگر مرا طمعی هست خام برگیرم
۷
تو صید من نشوی ور کنم ز جان دانه
۸
بر آن نهادم دل را که دام برگیرم
۹
مرا ز لعل لبت بوسه یی تمنا هست
۱۰
وگر چنانک نبخشی بوام برگیرم
۱۱
مقیم کوی توام، دل نمی کند رغبت
۱۲
که خاطر از تو و رخت از مقام برگیرم
۱۳
فغان مرغ سحر دوش خود مرا نگذاشت
۱۴
که حظ خویشتن از تو تمام برگیرم
۱۵
شمایل تو یکی از یکی بدیع ترست
۱۶
بگوی تا دل خویش از کدام برگیرم
۱۷
سخن ز شرم تو پوشیده تا بکی گویم
۱۸
حجاب شبهه ز روی کلام برگیرم
۱۹
مرا چو لعل تو هر جزو گوهری گردد
۲۰
چو شمع اگر ز نگین تو نام برگیرم
۲۱
مرا بکام رسان از لبان خود گرچه
۲۲
من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم
۲۳
مرا اگر تو مشرف کنی بدشنامی
۲۴
منش بجای هزاران سلام برگیرم
۲۵
کمینه بنده تو گفت سیف فرغانی
۲۶
که بار خدمت تو چون غلام برگیرم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.