زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای که از سیم خام تن داری
۲
قامتی همچو نارون داری
۳
در قبایی کسی نمی داند
۴
که تو در پیرهن چه تن داری
۵
تا نگفتی سخن ندانستم
۶
که تو شیرین زبان دهن داری
۷
تو بدان دام زلف ودانه خال
۸
صد گرفتار همچو من داری
۹
تو چنین چشم و ابروی فتان
۱۰
بهر آشوب مرد وزن داری
۱۱
زیر هر غمزه یی نمی دانم
۱۲
که چه ترکان تیغ زن داری
۱۳
در همه شهر دل نماند درست
۱۴
تا چنان زلف پر شکن داری
۱۵
زنده در خرقهای درویشان
۱۶
چه شهیدان بی کفن داری
۱۷
در فراق تو سیف فرغانی
۱۸
می کند صبر و خویشتن داری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.