زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۴۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دوست بی تو ما را اندر جهان چه خوشی
۲
بی چون تو دلستانی در تن ز جان چه خوشی
۳
پرسی ز من که بی من با خود چه بود حالت
۴
اندر جوار دشمن بی دوستان چه خوشی
۵
مشتاق چون تویی را از غیر تو چه راحت
۶
جویای قوت جان را از آب و نان چه خوشی
۷
گفتی مرا که چونی در دامگاه دنیا
۸
مرغ آبی فلک را در خاکدان چه خوشی
۹
گویی خوشست حالت با مردم زمانه
۱۰
با همرهان رهزن در کاروان چه خوشی
۱۱
از جان خود دلی را بی وصل تو چه نیکی
۱۲
زآب دهن کسی را اندر دهان چه خوشی
۱۳
این جان نازنین را از جسم راحتی نه
۱۴
با همدگر دو ضد را در یک مکان چه خوشی
۱۵
جویای حضرتت را از سیف نیست بهره
۱۶
آنرا که زنده باشد از مردگان چه خوشی
۱۷
دنیا و آخرت را بهر تو ترک کردم
۱۸
بی تو درین چه راحت جز تو در آن چه خوشی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.