غزل شمارهٔ ۶۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
راه وفا پیش گیر، کان ز جفا خوشترست
۲
گر چه جفایت خوشست، لیک وفا خوشترست
۳
روی چو گل برگ تو از همه گلها فزون
۴
کوی چو گلزار تو از همه جا خوشترست
۵
هجر بتان ناخوشست، سرزنش خلق نیز
۶
دیدن روی رقیب از همه ناخوشترست
۷
بارخش، ای نقشبند، دعوی صورت مکن
۸
صنعت خود را مبین، صنع خدا خوشترست
۹
کاش براهت سرم سوده شود همچو خاک
۱۰
زانکه چو من عاشقی بی سر و پا خوشترست
۱۱
محتسب، از نقل و می منع هلالی مکن
۱۲
کز ورع و زهد تو شیوه ما خوشترست