هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلهای مردمان بنشاط جهان خوشست
۲
در دل مرا غمیست، که خاطر بآن خوشست
۳
چون نیست خوشدل از تن زارم سگ درش
۴
سگ بهتر از کسی، که باین استخوان خوشست
۵
خوش نیست چشم مردم بیگانه جای یار
۶
چون یار من پریست ز مردم نهان خوشست
۷
از درد ناله کردم و درمان من نکرد
۸
گویا دلش بدرد من ناتوان خوشست
۹
سلطان ملک هستی باشد خیال دوست
۱۰
این سلطنت بکشور ما جاودان خوشست
۱۱
ناصح، عمارت دل ویران ما مکن
۱۲
بگذار تا خراب شود، کان چنان خوشست
۱۳
بر آستان یار هلالی نهاد سر
۱۴
او را سر نیاز برین آستان خوشست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.