هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا ز عشق تو صد گونه محنت و المست
۲
هزار محنت و با محنتی هزار غمست
۳
اگر چه با من مسکین بسی جفا کردی
۴
زیاده ساز جفا را، که این هنوز کمست
۵
تویی حیات من و من ز فرقتت بیمار
۶
بیا، که یک دو سه روزی حیات مغتنمست
۷
بیا و بر سر بیمار خود دمی بنشین
۸
مرو، که آنچه تمنای تست دم بدمست
۹
کرم نمودی و بر جان من جفا کردی
۱۰
ز جانب تو مرا هر چه میرسد کرمست
۱۱
بزیر پای تو افتاد و خاک شد عاشق
۱۲
اگر چه خاک شد، اما هنوز در قدمست
۱۳
هلالی از سر کویت وداع کرد و برفت
۱۴
تو زنده باش، که او را عزیمت عدمست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.