غزل شمارهٔ ۹۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ترا گهی که نظر بر من خراب افتد
۲
دلم ز بسکه تپد در من اضطراب افتد
۳
دلم بیاد لبت هر زمان شود بیخود
۴
علی الخصوص زمانی که در شراب افتد
۵
تو چون شراب خوری با رقیب خنده زنان
۶
ز خنده تو نمک در دل کباب افتد
۷
ز بهر جلوه چو خورشید من رود بر بام
۸
بخانها همه از روزن آفتاب افتد
۹
مگو: بدوزخ هجر افگنم هلالی را
۱۰
روا مدار که بیچاره در عذاب افتد