غزل شمارهٔ ۱۱۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یار، هر چند که رعنا و سهی قد باشد
۲
گر بعشاق نکویی بکند بد باشد
۳
مقصد اهل نظر خاک در تست، بلی
۴
چون تو مقصود شوی کوی تو مقصد باشد
۵
آنکه در حسن بود یکصد خوبان جهان
۶
حسن خلقی اگرش هست یکی صد باشد
۷
الف قد تو پیش همه مقبول افتاد
۸
این نه حرفیست که بروی قلم رد باشد
۹
موی ژولیده من بین و وفا کن، ور نه
۱۰
سبزه بینی که مرا بر سر مرقد باشد
۱۱
گفتمش: دل بخم زلف تو در قید بماند
۱۲
گفت: دیوانه همان به که مقید باشد
۱۳
حد کس نیست، هلالی، که شود همره ما
۱۴
زانکه این مرحله را محنت بی حد باشد