Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو ترک من هوس مجلس شراب کند
۲
هزار عاشق دل خسته را کباب کند
۳
خراب چون نشوم از کرشمهای کسی
۴
که در کرشمه اول جهان خراب کند؟
۵
شدم ز حسرت او در نقاب خاک و هنوز
۶
بخاک من چو رسد روی در نقاب کند
۷
چه طالعست که ناگاه بر سرم روزی
۸
اگر فرشته رحمت رسد عذاب کند؟
۹
تپیدن دل من روز هجر دانی چیست؟
۱۰
برای دیدن روی تو اضطراب کند
۱۱
ز خواب چشم گشایی و فتنه انگیزی
۱۲
تو آفتی، نگذاری که فتنه خواب کند
۱۳
نمود وعده دیدار و دیدمش در خواب
۱۴
نگویمش، که مبادا بآن حساب کند
۱۵
چو سایه روی هلالی بخاک یکسان باد
۱۶
اگر ز سایه تو رو بآفتاب کند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.