Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زاهد، بکنج صومعه می نوش و مست باش
۲
یعنی که دوزخی شدی، آتش پرست باش
۳
ای سرو، اعتدال قدش نیست چون ترا
۴
خواهی بلند جلوه نما، خواه پست باش
۵
در خون نشسته ایم، بخون ریز بر مخیز
۶
بنشین دمی و همدم اهل نشست باش
۷
ای دل، سری ز عالم آزادگی برآر
۸
یعنی بقید عشق کسی پای بست باش
۹
مگشا زبان طعنه، هلالی، بعیب کس
۱۰
ما را چه کار؟ گو: دگری هر چه هست باش!

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.