غزل شمارهٔ ۲۲۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل
۲
با مردم بی غم نتوان گفت غم دل
۳
جا کن بدل و دیده، که غیر از تو نشاید
۴
سلطان سراپرده چشم و حرم دل
۵
ای صبر، کجایی؟ که ز حد میگذرد باز
۶
بر دل ستم آن مه و بر من ستم دل
۷
پای دلم افگار شد از خار ره عشق
۸
ای کاش! درین ره نرسیدی قدم دل
۹
در عشق تو رسوای جهانست هلالی
۱۰
گاه از غم بسیار و گه از صبر کم دل