Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر زمان بر صف خوبان بتماشا گذرم
۲
چون رسم پیش تو نتوانم از آنجا گذرم
۳
دارم آن سر که: بسودای تو بازم سر خویش
۴
سر چه کار آید؟ اگر زین سر و سودا گذرم
۵
زان خط سبز و لب لعل گذشتن نتوان
۶
گر بصد مرتبه از خضر و مسیحا گذرم
۷
هم نشینا، قدمی چند بمن همره شو
۸
که برش طاقت آن نیست که تنها گذرم
۹
قصر مقصود بلندست، خدایا، سببی
۱۰
که ازین مرحله بر عالم بالا گذرم
۱۱
رشته مهر تو گر دست دهد، همچو مسیح
۱۲
پا بگردن نهم و از سر دنیا گذرم
۱۳
من که امروز، هلالی، خوشم از دولت عشق
۱۴
بهتر آنست کز اندیشه فردا گذرم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.