غزل شمارهٔ ۲۶۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یار بی رحم و من از درد بجانم، چه کنم؟
۲
من چنین، یار چنان، آه! ندانم چه کنم؟
۳
میروم، گریه کنان، نعره زنان، سینه کنان
۴
مست و دیوانه و رسوای جهانم، چه کنم؟
۵
بی تو امروز بصد حسرت و غم زیسته ام
۶
آه اگر روز دگر زنده بمانم چه کنم؟
۷
بی تحمل نتوان چاره عشق تو، ولی
۸
من بیچاره تحمل نتوانم چه کنم؟
۹
چند گویی که: هلالی، دگر از درد منال
۱۰
من ازین درد بفریاد و فغانم چه کنم؟