غزل شمارهٔ ۲۶۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلم ز دست شد، از دست دل چه چاره کنم؟
۲
اگر بدست من افتد، هزار پاره کنم
۳
خوشست بزم تو، لیکن کجاست طاقت آن
۴
که در میان رقیبان ترا نظاره کنم؟
۵
مگو: کناره کن از من، که جان ز کف ندهی
۶
تو در میانه جانی، چه سان کناره کنم؟
۷
اگر چه سنگدلی، از من این مناسب نیست
۸
که نسبت دل سختت بسنگ خاره کنم
۹
هلالی، از رخ جانان بماه نتوان دید
۱۰
ز آفتاب چرا روی در ستاره کنم؟