غزل شمارهٔ ۳۶۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر نیست جام گلگون، خوش نیست دور لاله
۲
بی می چه نشأئه خیزد؟ از دیدن پیاله
۳
من نوح روزگارم، از گریه غرق توفان
۴
کو همدمی که گویم درد هزار ساله؟
۵
تا کی بناز و شوخی لب را گزی بدندان؟
۶
گل برگ نازکت را آزرده ساخت ژاله
۷
قتل رقیب خود را با من حواله کردی
۸
از دست من چه آید؟ هم با خدا حواله!
۹
بر صفحه دل من ذکر می است و شاهد
۱۰
عقد محبت آمد مضمون این پیاله
۱۱
غمدیده ای، که خواند شرح غم هلالی
۱۲
از خون دیده خود رنگین کند رساله