Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای که بخون مردمان چشم سیاه کرده ای
۲
کشته شدست عالمی، تا تو نگاه کرده ای
۳
دست برخ نهاده ای، بهر حجاب از حیا
۴
پنجه آفتاب را برقع ماه کرده ای
۵
پادشهی و ملک دل هست خراب ظلم تو
۶
زانکه بلا و فتنه را خیل و سپاه کرده ای
۷
آخر عمر بر رخم داغ جفا کشیده ای
۸
پیر سفید موی را نامه سیاه کرده ای
۹
دوش، هلالی، این همه برق نبود بر فلک
۱۰
باز مگر ز سوز دل ناله و آه کرده ای؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.