غزل شمارهٔ ۳۷۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کشیده ای می و بالای منظر آمده ای
۲
تو آفتابی و امروز خوش بر آمده ای
۳
چو گل، بروی عرق کرده، میرسی از راه
۴
بیا، بیا، که عجب تازه و تر آمده ای!
۵
بیا، که خیزم و از شوق در برت گیرم
۶
که نخل باغ جهانی و در بر آمده ای
۷
سرآمدند بخوبی همه بتان، لیکن
۸
تو نور چشمی و از جمله بر سر آمده ای
۹
چه لطف آمدن و رفتنت خوشست! ای یار
۱۰
که رفته ای و زهر بار خوشتر آمده ای
۱۱
بخنده شکرین و عبارت شیرین
۱۲
هزار بار به از شیر و شکر آمده ای
۱۳
ز پرتو تو هلالی کنون رسد بکمال
۱۴
که آفتابی و خوش در برابر آمده ای