غزل شمارهٔ ۳۷۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
امشب تو باز چشم و چراغ که بوده ای؟
۲
جانم بسوخت، مرهم داغ که بوده ای؟
۳
ای باغ نو شکفته کجا رفته ای چو ابر؟
۴
ای سرو نو رسیده بباغ که بوده ای؟
۵
من چون چراغ چشم براه تو داشتم
۶
ای نور هر دو دیده چراغ که بوده ای؟
۷
دارم هزار تفرقه در گوشه فراق
۸
کز فارغان بزم فراغ که بوده ای؟
۹
ای گل که جان ز بوی خوشت تازه میشود،
۱۰
مردم ز رشک، عطر دماغ که بوده ای؟
۱۱
باز این غبار چیست، هلالی، بروی تو؟
۱۲
در کوی مهوشان بسراغ که بوده ای؟