غزل شمارهٔ ۴۱۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
برهت ز رشک میرم، چو بغیر همره آیی
۲
نه تهور تغافل، نه مجال آشنایی
۳
متحیرم که: پیشت چه مجال بود دوشم؟
۴
که نه شکر وصل کردم، نه شکایت جدایی
۵
مه من، هنوز طفلی، بجفا مباش مایل
۶
که طبیعت تو عادت نکند ببی وفایی
۷
طلب وصال کردم ز نظر فگند یارم
۸
چه کنم؟ که خوار گشتم ز مذلت گدایی